۱۳۹۱ فروردین ۱۴, دوشنبه

کسی به بازی برد – برد فکر می کند؟


شاید هنوز رد لاستیک هواپیمای اردوغان در باند فرودگاه های تهران و مشهد بر جای مانده بود که خبر رسید در اجلاسی به میزبانی ترکیه، بیش از هشتاد کشور دنیا، مخالفان دولت بشار اسد را که جمهوری اسلامی ایران آن ها را از گردونه آن چه خود «بیداری اسلامی» می خواند بیرون کرده، به رسمیت شناخته اند. ترکیه بعد از بازگشت نخست وزیر اسلامگرایش به آنکارا، همچنین از کاهش خرید نفت از ایران نیز خبر داده  بود.  آن سو تر، عربستان قرار است از طرف آمریکا برنامه سپر موشکی خلیج فارس را در منطقه طرح و پیگیری کند. سعودی ها در ماه های اخیر از بدگویی صریح علیه جمهوری اسلامی ایران کوتاهی نکرده و در سرکوب اکثریت شیعیان بحرین، که دولت ایران حمایت معنوی گسترده ای به سود آن ها راه انداخته، دست اقلیت سنی مذهب حاکم بر بحرین را گرفته اند. وزیر امور خارجه دولت سعودی بعد از ادعای تلاش ایران برای ترور سفیر عربستان در آمریکا گفته بود: «ایران قصد دارد از طریق قتل افراد، بر برخی کشورها اعمال فشار کند». وزیر نفت ِ این دارنده بزرگترین ذخایر نفتی جهان نیز همزمان با گسترش اخباری در مورد تحریم نفتی ایران اظهار داشته بود: «فقط کافیست ما شیرهای نفت را باز کنیم». طارق هاشمی، معاون سنی مذهب رییس جمهوری عراق، که دولت شیعی عراق (نزدیک به ایران) به اتهام همکاری با تروریست ها او را تحت تعقیب قرار داده، توسط امیر قطر به قطر دعوت شده، و گروهی سنی مذهب در کویت هم در اعتراض به تمدید قرار بازداشت یک کویتی متهم به آتش زدن پرچم جمهوری اسلامی ایران، تجمعی اعتراض آمیز برگزار کرده اند. در آن سوهای مرزهای شرقی، سنای افغانستان اظهارات احمدی نژاد علیه حضور ناتو در این کشور را مداخله جویانه خوانده. حالا از گرجستان و آذربایجان گرفته تا تایلند و هند و مالزی، اتباع ایرانی متهم به اقدامات تروریستی شده اند. یک قاضی فدرال آمریکا، ایران را به دلیل حمایت از حزب الله لبنان که مقر نیروهای آمریکایی را حدود سی سال پیش در بیروت منفجر کرده بود، به پرداخت غرامت به خانواده بازماندگان محکوم کرده و رییس جمهوری سابق آرژانتین دوباره در مورد پرونده انفجار مقر یهودیان در این کشور که ایران متهم به دخالت در آن است، به دادگاه احضار شده است. این تلاش های همزمان علیه جمهوری اسلامی با تحریم های بی سابقه اقتصادی کامل می شود. اگر تا دو سال قبل، تحریم ها مدام مایه شکوفایی استعدادهای نهفته داخلی و بی اثر و کاغذپاره خوانده می شد، حالا ماه هاست شل شدن های استثنایی و هر از چند گاه حلقه تنگ تحریم ها، سریعا به تسلیم استکبار در برابر اراده ملت ایران تعبیر می شود. 
به نظر می رسد درخت اقتدار منطقه ای جمهوری اسلامی ایران که در دوره هشت ساله ریاست جمهوری بوش در آمریکا و با از سر راه برداشتن دو دولت ناهمراه و متخاصم ایران در کابل و بغداد، توقف اسراییل در مواجهه با حزب الله لبنان در جنگ 33 روزه تابستان 85، و کودتای حماس علیه فتح در غزه، رشدی فزاینده یافته بود، طی یک سال نخست ریاست جمهوری اوباما، با شیبی ملایم، و بعد از انتخابات خرداد 88 (و بروز بی سابقه شکاف های داخلی) و پایان سال اول ریاست جمهوری اوباما (که وی آن را مهلت گفتگو خوانده بود)، با شیبی تندتر از رشد باز مانده است. همزمانی ِ به سرانجام نرسیدن گفتگوهای هسته ای، به عنوان دغدغه اصلی غرب، و تلاش برای مهار سلطه طلبی ایران ِ شیعی به خصوص بعد از سقوط سران برخی کشورهای عرب، به عنوان دغدغه مضاعف جهان عرب، اینک شرایطی کم نظیر علیه جمهوری اسلامی ایران فراهم کرده. اعراب درباره صداقت ایران در مورد «بهار عربی» سئوال دارند و بذر این تردید را با رسانه های بسیارشان بین مردمان پخش می کنند؛ چطور وقتی حتی تجمع برای آب بازی در ایران ممنوع است، این کشور از قیام مردم عرب حمایت می کند؟!
آن چه مردم داخل کشور با تمام وجود آن را حس می کنند، تورم و گرانی و کاهش مداوم قدرت خرید و جراحت های التیام نیافته و حتی رو به عفونت مهلک بخش تولید و خدمات به دلیل عدم اجرای صحیح لایحه هدفمندی یارانه ها و تحریم های کم سابقه است. در بیرون از مرزها، حلقه اتحادی اعلام شده علیه منافع نظام جمهوری اسلامی ایران در حال تکمیل است که بی تردید جریان های شیعی غیرایرانی را نیز بی بهره نخواهد گذاشت. باور این که این تعارض و تقابل، بی برنده پایان یابد، بسیار دشوار است. کسی آیا به بازی برد – برد فکر می کند؟ اظهارات ِ حماسی، کدام دو سوی میدان را تقویت می کند؟
.
.