۱۳۹۰ فروردین ۳۱, چهارشنبه

چهارپاره – 20


سوریه به بهانه معارضه با اسراییل 46 سال در کشور وضعیت فوق العاده اعلام کرده بوده و تازه از دیروز و آن هم بعد از کشتن دویست معترض و گسترش اعتراض ها راضی شده این وضعیت فوق العاده نیم قرنی را ملغی اعلام کند. در وضعیت فوق العاده دولت سوریه اجازه داشته احزاب را منحل کند، انتخابات آزاد برگزار نکند، هر کسی را خواست بی حکم دادگاه بازداشت و بازجویی کند و از خیر اجرای اصول قانون اساسی خودش هم بگذرد! ... یک "بلندی های جولان" که کم است، خیلی ها حاضرند کسی پیدا شود چند تا بلندی های جولان را تقدیمش کنند، بعد نیم قرن وضع فوق العاده اعلام بفرمایند و هر بلایی خواستند سر منتقد و معترض و مخالف در بیاورند. اینجاست که محاسن تداوم اسراییل، و محاسن تداوم جنگ و دشمنی با اسراییل برای پدر و پسر (حافظ و بشار) عریان به نمایش گذاشته می شود. حالا "نفت های ارزانی" که از چاه های ایران اسلامی ما بردند، حسابش جُدا.
 *
لینک پست "سعید تاجیک معلول است" را برای نوشابه امیری، فرستادم. برایم نوشت: "با تحلیل شما کاملا موافقم . شنیدن صدایش هم این تحلیل را بیشتر تایید می کند" ... مصاحبه با سعید تاجیک کار خانم امیری بود
*
عکس بالا، نمای یک ساختمان نوساز حوالی چهارراه مرادی بندرعباس است. شاید در نگاه اول متوجه نشوید که کل نمای این ساختمان، با کاشی های استخری دو در دو سانتی متر کار شده! یک کار زمانبر و سخت (کامنتدونی(+) را ببینید). دیدن چنین ساختمان هایی در شهر، که بسیاری بی توجه به زیبایی ها و اصول معماری، خانه و آپارتمان های قوطی کبریتی می سازند، تا فقط سقفی را روی چهار دیوار بنشانند، مایه خوشحالی است ... در همین ساختمان هم البته و متاسفانه در و پنجره تناسبی با نما ندارند و بدتر از همه، جا کولری های پنجره ای که اگر کولرها روی آنها نصب شود،  بخش مهمی از زیبایی نما را عین بخار بر باد خواهد داد
*
مسابقه بهترین وبلاگ های دویچه وله تمام شد (+) ... من از حضور وبلاگم در این مسابقه، و در دو بخش آن، خیلی خوشحال شدم و همان طور که پیشتر نوشتم از اثبات همراهی دوستان، بیشتر. دست ِ دست اندرکاران مسابقه در "دویچه وله" درد نکند. به هر حال این مسابقه – یا به قول دوستی: "جشنواره" - تنها جایی است که وبلاگ هایی از جنس دیگر(!)، مجال رقابت این گونه پیدا می کنند. در نقد نحوه برگزاری این مسابقه دوستان مطالب خوب و متنوع و گاه متضاد هم نوشتند. حرف ناگفته ای به نظرم نمانده که من بخواهم بزنم. یادداشت های آرمان عزیز در این باره (+) – (++) خیلی خوب و مفید بود، خواهد بود اگر پی گرفته و "عملیاتی" شود؛ مخصوصا با آن "رویایی" که دارد! ... در طول مدت رای گیری، دوستان فیس بوکی زیادی، دوستان خود را به رای به وبلاگ من ترغیب می کردند. مجال نیست اسم همه را بیاورم، اما از تک تک شان تشکر می کنم. قبول کنید اما این وسط وقتی استاد آدم از آدم یک تعریفی می کند، حسابش خیلی خاص می شود! دکتر امیرحسن سعیدی عزیز، که از روزنامه نویس های سال های دور و قبل از انقلاب کیهان و حالا مقیم آلمان است و درس خوانده دانشکده علوم ارتباطات تهران و مدیسن آمریکا و ماینز آلمان، این طوری توی صفحه فیس بوک شان نوشته بودند: "محمد معینی را از سالها پیش که آمد و در دوره فشرده روزنامه نگاری شرکت کرد و نفر اول کلاس شد، می شناسم و تا امروز کارها و نوشته هایش را پی گیری کرده ام. روزنامه نگاری سالم، مجرب، خوش قلم، خوش فکر و از همه مهمتر با اخلاق و مسئول. به لینک زیر مراجعه کنید و به او رای بدهید تا جایزه ویژه گزارشگران بدون مرز را از آن خود کند که حق اوست. برایش پیروزی آرزومندم" ... یعنی من کل وجودم سپاس شود، کم آورده ام ...