۱۳۸۹ شهریور ۲۷, شنبه

قهوه تلخ؛ آینه جدید مهران مدیری


سری اول قهوه تلخ مهران مدیری را دیشب دیدم؛ یک سره هر سه قسمتش را. هرکدام حدود چهل و پنج دقیقه. انگشت به لانه زنبور کرده این سریال؛ سراغ گرفته از درباری که همه به کار مدح و صله گرفتن هستند، و تاریخی که فاتحان می نویسند، و تاریخی که از صفحات تاریخ پاکش کرده اند ... یک استاد تاریخ دانشگاه که از بی توجهی جامعه به تاریخ به تنگ آمده، با خوراندن جرعه ای قهوه تلخ پرت می شود به سال های دور؛ جایی بین اضمحلال زندیه و پیدایش قاجاریه، جایی که به طور مرموزی کسی از آن چیزی نمی داند. از طعنه های گاه و بیگاه هم خالی نیست؛ به صدا و سیما و این که تاریخ را در ردیف "مسابقات و سرگرمی" گروه بندی کرده، به ورزشکار جماعت که تحصیلات ندارد، به بی علاقگی دانشجویان تاریخ به تاریخ، به معیشت تنگ استاد تاریخ، به شکنجه شدن استاد تاریخ که زیر شکنجه اعتراف می کند خودِ آغا محمد خان قاجار است و مدرکش را هم دارد(!) و حتی در انتخاب اسامی مقربان درگاه پادشاه و این که "در محضر پادشاه ما فقط یا گوش می دهیم یا ثنا و مدح می کنیم" ... قهوه تلخ دوست داشتنی شروع کرد؛ اگر به جای خنده بغض هم بکنید، جای دوری نمی رود؛ مهران مدیری آینه دیگری جلوی صورتمان گرفته.
*
"قهوه تلخ" را حتما بخرید، نه "امانت" بگیرید، نه امانت بدهید، و نه به طریق اولی، کپی کنید و کپی اش را بگیرید