۱۳۸۹ تیر ۲۰, یکشنبه

قصد رحیل

من عاقبت از اینجا خواهم رفت
پروانه ای که با شب می رفت
این فال را برای دلم دید.
.
دیری ست،
مثل ستاره ها چمدانم را
از شوقِ ماهیان و تنهاییِ خودم
پر کرده ام، ولی
مهلت نمی دهند که مثلِ کبوتری
در شرمِ صبح پربگشایم
با یک سبد ترانه و لبخند
خود را به کاروان برسانم.
.
امّا،
من عاقبت از اینجا خواهم رفت.
پروانه ای که با شب می رفت،
این فال را برای دلم دید.

شفیعی کدکنی