۱۳۸۹ خرداد ۱۶, یکشنبه

حیلتی دیگر باید


یک کاری کرده اند و حالا در به در دنبال "کف" مرتب برای خودشان هستند؛ شده با ادبیات "بی ادبی"؛ معجونی از دشنام و توهین و شده با لحنی آرام تر اما باز نافُرم؛ یکی در دفاع از اخلال در سخنرانی نوه امام نوشته: "١۴ خرداد ١٣٨٩را در تقویم سیاسی ایران باید رسما روز پایان دوران آقازاده‌ها دانست. «آقازاده» کسی است که موقعیت و وزن اجتماعی، سیاسی یا اقتصادی او بیش از آن که مرهون شایستگی و تلاش و مجاهدت خودش باشد، مدیون نام پدرش (یا جدش) است. وجود آقازاده‌ها در محیط هر جامعه‌ای امری اجتناب ناپذیر است. مشکل زمانی است که در میدان سیاست و اقتصاد و فرهنگ آقازاده‌ها حاشیه‌ی امن یا امتیاز ویژه داشته باشند ..."
گذشته از این که نویسنده این یادداشت ندیده یا شاید از یاد برده، یا با تیتر مقاله "جور" نبوده که یادآوری کند همان روز آقازاده های احمدی نژاد در ردیف مقامات ارشد، همان ردیف دوم و نه دورتر، نشسته بودند که شاید بزرگترین افتخار برادر بزرگتر بعد از آقازادگی، دامادی جناب مشایی، رییس دفتر پدر، باشد، مهم ترین مساله ای که در این بهانه تراشی برای تحریک مخاطب به "کف" زدن مورد غفلت قرار گرفته این است که اگر پریروز نوه امام هم حرمت نداشت، نه به این دلیل بود که عده ای تصمیم گرفته بودند "آقازادگی" را برچینند، بلکه قصد آن همه ترفند و هیاهو برچیدن "دیگر گونگی" بود؛ جا انداختن "هر که با ما نیست، جهنم بر اوست" بود که اگر چنین نبود و 14 خرداد 89 رسما روز پایان آقازاده ها بود، لاجرم باید تن آقاهایی هم که آقازاده هایشان "دیگرگونگی" را داده و "عافیت سیاسی" را خریده اند اما با "اقتصاد" معاشقه ها دارند، می لرزید ... و لرزید؟


آقازادگی تمامی ندارد؛ خوب یا بد؛ برای "کف" مرتب، برای آرام تر شدن وجدان، حیلتی دیگر باید.