۱۳۸۹ خرداد ۲۵, سه‌شنبه

پنکه و مبارزه


از مجموعه عکس های حمله به دفتر آیت الله صانعی و تخریب آن، عکس بالا، بیشتر از همه عکس ها نظر افراد مختلف را جلب کرده؛ خودش شاید تبدیل شود به یک "نماد" ... بعید است روی پنکه دنبال سند و مدرکی بوده باشند؛ نیت "ویرانی" بوده و لابد برای این سبک دفاع از ارزش ها، از پره های پنکه آویزان شده اند؛ و لابد مال مردم حلال شان بوده؛ آبرو را که پیشتر به یغما برده بودند
*
اسرای ایرانی آزاد شده از زندان های عراق بارها از شکنجه "پنکه" گفتند (+)؛ این که بعثی ها دستهای اسیر را از پشت می بستند و او را از پاهایش آویزان می کردند از پنکه، بعد پنکه را روشن می کردند و در حالی که می چرخیده، زندانی را می زدند
*
بر این اساس، نقش "پنکه" در تاریخ ایران بارز می شود(!)؛ در دوران نخست، "دشمن" از پنکه برای شکنجه رزمندگانی استفاده می کرد که برای دفاع از میهن سلاح به دست گرفته بودند، در دوران بعد از آن خم کردن پره های پنکه وسیله ای بوده برای نمایش قدرت علیه کسانی که بلد نبودند "تایید" کنند یا "سکوت". در هر دو دوره، بهره برداران از پنکه قصد ویرانی "انسان" داشتند با این حال اسرای ایرانی بالاخره به میهن بازگشتند و بعثی های پنکه باز به یک سوراخ موش در زیر زمین یک از روستاهای تکریت ختم شدند... و بدین سان صفحات تاریخ یک ملت باستانی ورق می خورد