۱۳۸۷ فروردین ۵, دوشنبه

اولین 4*3


با داداش، علیرضا، رفتیم عکس بگیریم برای ثبت نام در کلاس اول ابتدایی؛ شهریور سال شصت بود، بیست و شش و نیم سال قبل! اولین عکس سه در چهارَم بود. نور عکاسخانه خیلی اذیتم کرد و این طوری شد که در اولین عکسم، چنین اخم کرده ام! ... به قول حسین پاکدل: "در عكس‌ هميشه كس ديگري هستيم؛ كسي دور، كسي در قبل" ...

۱ نظر:

  1. محمد عزیز گفتم که دختر گلت مهشاد خانوم ناز نازی خیلی شبیه خودته و این در این عکس به وضوح مشخصه . واقعا زیبا گفتی که ما در عکسهای زمان بچه گیمون کسی دور و کسی در قبل هستیم . من فقط یک عکس از شش ماهگیم دارم که روی یک صندلی نشستم و با چشمان گرد شده به دوربین نگاه میکنم , شاید در فرصتی عکسی از این عکس گرفتم و در بلاگم گذاشتم . در مورد پست قبلیت هم باید بگم که واقعا این پدیده ی چادر زدن در ایران پدیده اییست که در هیچ جای دنیا به این شکل و نوع پیدا نمیشه . مردم در ایران هر جایی که دوست دارند و عشقشان میکشه چادر میزنند و در این جریان شاید کمی هم دولت تقصیر کار باشه ولی اول از همه خود مردم تقصیرکارند . چرا باید به هر زور و بدبختی شده , اینچنین مسافرت کرد ؟ درهرصورت عکسها خیلی برای من جالب بودند . مرسی .سبز باشی.

    پاسخ دادنحذف