۱۳۹۱ آبان ۱, دوشنبه

رهبری و اصلاحات


اشاره - هجدهمین سری یادداشت‌های حلقه ی وبلاگی گفت و گو «اصلاحات و رهبری» تعیین شده. این یادداشت از همین روست.
.
.
مواجهه مقام معظم رهبری با اصلاحات، از دو منظر – با  توجه به آنچه از معنای «اصلاحات» در سپهر حاکمیت سیاسی اراده می‌کنیم -  قابل توجه است:
.
نخست: «اصلاحات» به معنای جریان سیاسی خاصی که با انتخابات 2 خرداد 76 متولد شد، انتخابات ریاست جمهوری دور بعد را نیز برد، برنده مطلق انتخابات مجلس ششم شد، و البته سیر کنار رفتن و کنار گذاشته شدن از مراکز تصمیم گیری حکومتی را با باخت انتخابات دور دوم شوراها آغاز کرد. این روند با حذف چهره‌های شاخص این جریان در انتخابات مجلس هفتم با ابزار نظارت استصوابی و تشتت آرا در معرفی کاندیدا در انتخابات ریاست جمهوری 84، کامل شد. جریان اصلاحات بعد از وقایع انتخابات سال 88 با فشارهایی به مراتب سنگین‌تر مواجه شد، در انتخابات سال 90 مجلس حضور نیافت و اینک تقریبا اتصالی قابل مشاهده با ارکان حکومتی ندارد.
.
از این منظر شاید بشود به اظهارات 11 ماه پیش (آذر 90) سردار جعفری، فرمانده کل سپاه در دانشگاه صنعتی شریف اشاره کرد که در وبسایت نسیم آنلاین منتشر شد (این خبر اینک در وبسایت مذکور حذف شده؛ اینجا). وی گفته بود(+): «در دوران سیاه اصلاحات رسما اعلام کردند که انقلاب اسلامی متوقف شده است اما فقط رهبر معظم انقلاب در آن مرحله ایستادگی کردند و چفیه را به معنای مبارزه بر گردن انداختند.»
از این گفتار تعبیر به مبارزه با اصلاح‌طلبان شد.
.
دوم: «اصلاحات به معنای دگرگونی در جهت تأمین برابری اجتماعی و اقتصادی و سیاسی و گسترش دامنه اشتراك سیاسی در جامعه ... اصلاح‏طلبی هواداری از سیاست تغییر زندگی اجتماعی یا اقتصادی یا سیاسی، با روش‏های ملایم و بدون شتاب است. بر این اساس، واژه اصلاحات در مقابل واژه انقلاب Revolution قرار دارد. این دو پدیده، از نظر شتاب و دامنه و جهت دگرگونی در نظام‏های سیاسی و اجتماعی، تفكیك پذیر است. انقلاب؛ یعنی، دگرگونی سریع و كامل و گاه خشونت‏آمیز، در ارزش‏ها و ساختار اجتماعی و نهادهای سیاسی، سیاست‏های حكومتی و رهبری سیاسی، اجتماعی. اصلاح‏طلبی از نظر كلی، در برابر ارتجاع و محافظه‏كاری از سویی و انقلاب خواهی از سوی دیگر، قرار می‏گیرد.» این تعریفی است که  داریوش آشوری در دانشنامه سیاسی آورده.
.
به بیانی سهل انگارانه، شاید بتوان «اصلاحات» را به معنای اصلاح و تغییر تدریجی روش‌ها برای ارتقای کارآمدی دانست. این تعریف البته گنگ می نماید. مهمترین گره این بیان، تعریف و تبیین «کارآمدی» است؛ کارآمدی چه؟ برای چه؟ در چه مدتی؟ به چه قیمتی؟
.
یک مصاحبه منتشر شده در وبسایت بیت رهبری(+)، روی کارآمدی نظام سیاسی مبتنی بر ولایت فقه تاکید دارد. در این مصاحبه آمده: «دو نمونه از كارآمدی ولایت فقیه در سی‌ویك سال پس از پیروزی انقلاب اسلامی عبارت است از ‌یكی «تعمیق و گسترش و دفاع از قانون‌مداری و مردم‌سالاری در جهت پیشرفت كشور» و دیگر‌ی «ارتقای جایگاه سیاسی و بین‌المللی كشور و تشكیل جبهه‌ی واحد ضد استكبار جهانی در برابر زیاده‌طلبی‌های استكباری».»
.
دوباره آنچه این تعبیر از کارآمدی را انتزاعی می کند، برداشت از مفهوم «پیشرفت» است و این که مثلا اگر رای مردم، بر خلاف پیشرفت تشخیص داده شود؛ می توان آن را کان لم یکن کرد؟ 
.
به هر روی با نظر مهدی جامی عزیز(+) موافقم که در جریان سفر اخیر مقام رهبری به خراسان شمالی، علائمی – به زعم من: «کم سابقه» -  مبنی بر قصد ایشان برای برخی اصلاحات – و یا لااقل: «تغییر» -  به دست می آید؛ از اذعان به یک خطا در سال‌ها قبل (فارغ از این که موضوع خطا چه بوده – اینجا: کنترل جمعیت) تا طرح پرسش‌های مهم از سبک زندگی و سلوک اجتماعی جامعه در دیدار با جوانان که نوع سئوال‌ها می‌تواند موید اذعان به چالش‌های جدی در تحقق همان «پیشرفت» پیش‌گفته و به تبع نقصان در کارآمدی نظام سیاسی حاکم باشد. (مقام رهبری پرسیده بود: «چرا فرهنگ كار جمعی در ایران ضعیف است؟ چرا در روابط اجتماعی، حقوق متقابل رعایت نمی شود؟ چرا در برخی مناطق، طلاق زیاد شده است؟ چرا در فرهنگ رانندگی انضباط لازم رعایت نمی شود؟ الزامات آپارتمان نشینی چیست آیا رعایت  می شود؟ الگوی تفریح سالم كدام است؟ آیا در معاشرتهای روزانه، همیشه به هم راست می گوییم؟ دروغ چقدر در جامعه رواج دارد؟ علت برخی پرخاش گریها و نابردباریها در روابط اجتماعی چیست؟ طراحی لباسها و معماری شهرها چقدر منطقی و عقلانی است؟ آیا حقوق افراد در رسانه ها و در اینترنت رعایت می‌شود؟ علت بروز بیماری خطرناك قانون گریزی در برخی افراد و بعضی بخشها چیست؟ چقدر وجدان كاری و انضباط اجتماعی داریم؟ توجه به كیفیت در تولیدات داخلی چقدر است؟ چرا برخی حرفها و ایده های خوب در حد حرف و رؤیا باقی می ماند؟ ساعات كار مفید در دستگاهها چرا كم است؟ چه كنیم ریشه ربا قطع شود؟ آیا حقوق متقابل زن و شوهر و فرزندان در خانواده ها بطور كامل رعایت می شود؟ چرا مصرف گرایی، برای برخی افتخار شده است؟ و چه كنیم تا زن هم كرامت و عزت خانوادگیش حفظ شود و هم بتواند وظایف اجتماعی خود را انجام دهد؟» + ). 
.
پایان: با این همه گاه شخصا وقتی به تجربه‌های تلخ تاریخی تعجیل و ولع برای اصلاح امور در کمترین زمان ممکن در ایران پس از مشروطه بر می‌خورم (که البته با تعریف آکادمیک «اصلاح»، مبتنی بر «تدریج»، هم جور در نمی‌آید)، از تکرار دوباره آن تجربه‌ها در فرم‌های جدید، به وحشت می‌افتم. گاهی فکر می‌کنم درک سرعت مطمئنه برای اصلاح، چقدر دشوار است و البته همین تلقی، همیشه امیدوارم می‌کند که به اصلاح واقعی در بطن زمان خوشبین باشم. از اتفاق‌های خوب ِ فوری هم حتی دلم قرص نمی‌شود. مدام یاد این جملات نیچه – در «چنین گفت زرتشت» - می افتم: «شما همگان غریدن برای «آزادی» را از همه بیش دوست می‌دارید. اما من بی ایمان شده ام به «رویدادهای بزرگ»ی که پیرامون شان غرش و دود فراوان باشد. باور کن، رفیق ِ دوزخی – هیاهو! رویدادهای بزرگ نه پُربانگ ترین، که خاموش ترین ساعت های مایند. جهان نه گِرد ِ پایه گذاران هیاهوهای نو، که گرد پایه گذاران ارزش‌های نو می گردد: با گردشی بی صدا. بگو که چون هیاهو و دود ِ تو فرونشیند همیشه چیزی چندان روی نداده است!» ... و همین می شود که برخی انتقادها را از رهبری نمی‌توانم بپذیرم؛ گمان می‌کنم بسیاری از نقدها ریشه در تعجیل و غریدن دارد ...
.
اصلاح‌طلبی مردم دیریست شروع شده؛ خیلی پیشتر از 2 خرداد 76 حتی؛ شاید همان بار که احمد توکلی در انتخابات ریاست جمهوری سال 72، به عنوان منتقد وضع جاری، در کردستان رأیی چنان زیاد داشت.
.
تولستوی به تزار نوشته بود: «شاید بتوان جریان رودخانه‌ای را سریع‌تر متوقف ساخت تا جنبش جادوانه پیش رونده بشریت را که خداوند برقرار کرده است.»
.
.