۱۳۹۱ تیر ۸, پنجشنبه

غزل پنجره

یک کلبه خراب و کمی پنجره
یک ذره آفتاب و کمی پنجره
.
ای کاش جای این همه دیوار و سنگ
آیینه بود و آب و کمی پنجره
.
در این سیاه چال سراسر سئوال
چشم و دلی مجاب و کمی پنجره
.
بویی ز نان و گل به همه می رسید
با برگی از کتاب و کمی پنجره
.
موسیقی سکوت شب و بوی سیب
یک قطعه شعر ناب و کمی پنجره
.
قیصر امین پور