۱۳۹۰ شهریور ۷, دوشنبه

مصلحت های جوانمرگ


آمریکا و انگلیس کودتای بیست و هشت مرداد ِ 58 سال قبل را به راه انداختند چون نه ملی شدن نفت ایران را و نه غلتیدن ایران به دامن کمونیسم را به "مصلحت" می دانستند. لئونید برژنف هم 43 سال قبل تانک های شوروی و پیمان ورشو را از مرزهای چکسلواکی عبور و به بهار پراگ پایان داد(+). او شعار "سوسیالیسم با چهره انسانی" دوبچک و دولتمردانش را به "مصلحت" نمی دانست. پینوشه 38 سال قبل برای کودتا علیه آلنده، رییس جمهوری چپ گرای شیلی(+)، یک حامی خوب به اسم آمریکا داشت و آمریکا هم برای این کارش یک بهانه خوب تر: چپ گرایی آلنده به "مصلحت" نبود ... حالا نه نظام برآمده از کودتای 58 سال قبل در ایران، نه رژیم مولود حمله نظامی 43 سال قبل در چکسلواکی و نه حکومت کودتاچیان  38 سال قبل در شیلی، سر پا نیستند. حتی به بدترین شکل و ماناترین یاد ِ ممکن در تاریخ، تباه شدند. همین طور بگیر عقب تر برو، یا جلوتر بیا؛ تاریخ پر است از "مصلحت"هایی که عمری کوتاه داشتند و بعد تباهی هایی که گاه جاودانه شدند. نه این که مصلحت هایی نبود که عمری طولانی داشته باشند و برای سال های سال، رنج مردمان را نکاهند؛ حتما هست و بود و خواهد بود. اما بهای برخی اشتباه ها در محاسبه "مصلحت"ها را گاه نسل ها با تمام عمر خود می پردازند. "مصلحت" سنج ها، باید خود مدام، بی پروا و لکنت، سنجیده شوند، این شاید مهم ترین راه برای پرهیز از جوانمرگ شدن مصلحت ها باشد.
.
.
.