۱۳۹۰ تیر ۸, چهارشنبه

چرا اصولگریان به انکار خود برخاسته اند؟


چند روز قبل حسین شریعتمداری در کیهان نوشت که "اصولگرایان حق مدارند" و حالا حجت الاسلام پناهیان می گوید که "هیچ مصلحتی ریختن آبروی افراد را توجیه نمی کند". حرف ها، حرف های خوبی است ولی رفتار سال های اخیر اصولگریان با حرف های خوب شان سازگاری ندارد؛ اصولگرایان "حق مدار" نبوده اند، در خوش ترین حالت "مصلحت" گرا بوده اند، و اگر دستان شان تا مرفق به خون آبروی افراد آغشته نبوده، بسیاری شان در سونامی آبرو بردن از مخالفان و منتقدان اصولگرایان، مُهر بر لب و قلم ِ اعتراضشان داشتند، یا بدتر؛ خنده ی رضایت بر لب. هنوز دو سال نشده که سالنی را پر از متهم انقلاب مخملی کردند با دمپایی و لباس زندان برای تحقیر، کسانی که کاره خود این نظام بودند و شناخته شده، چهره و اسم شان را در کوی و برزن هوار کردند، جان ها آزردند، پشت خانواده ها شکستند. اسلام دین هفته قبل نیست که ناگهان مبانی و توصیه های آن به یاد شریعتمداری و پناهیان افتاده باشد؛ این دویی که از قضا تریبون های متصل به بیت المال را وسیله لجن مال کردن منتقدان و مخالفان قرار داده بوده اند. اصولگرایان در حالی به انکار خود برخاسته اند که احتمالا از سرعت ریزش نیروهای حامی خود شگفت زده شده اند؛ همان حامیانی که توصیه های صریح اسلام را می بینند و رفتار مدعیان دین و حق مداری را هم که "حفظ قدرت" به هر "بها" و "بهانه" را روا داشته اند. اصولگرایان ظاهرا انکار "سیرت" می کنند تا با "صورتی نو" در آیند.
.
*
512975 روز قبل، در روزی چون فردا، آخرین پیام آور رستگاری از عرش، برای تمام کردن مکارم اخلاقی، برگزیده شد، که گفت اگر در برادر دینی ات "حیا" و "امانتداری" و "راستگویی" دیدی، به او امیدوار باش ... اصولگرایان از این سه کدام را جدی گرفته اند؟
.
.
.