۱۳۹۰ تیر ۸, چهارشنبه

چهار پاره – 30


ماشین را همین چند روز قبل برده بودم پیش صافکار برای کاری ... دوست ِ مرد تعمیرکار حین کار سر رسید و او را به حرف گرفت ... حرف شان درباه مِلکی بود که بنیاد مدعی آن شده از مرد تعمیرکار، و مرد محکوم شده که هر چند ماه مبلغی را بپردازد تا تسویه کند ... مرد خیلی غصّه داشت. می گفت: "دارند پول زور می گیرند ... شب، خواب راحت ندارم" ... و می گفت: "همه نگرانی ام این است که رژیم عوض شود و پول من هم به باد برود". دوستش هم توصیه می کرد: "پول جور کن و همه اقساط را یک جا پرداخت کن، سریع سند بگیر ..." ... لطفا فکر کنید
.
*
چهار عضو خانواده یک مامور نیروی انتظامی در بندرعباس به شکل بسیار متاثر کننده ای فوت شده اند؛ هر سه کودک خردسالش و پدر همسرش. آن طور که مطبوعات نوشته اند همگی کنسرو خورده و بعد دچار ضربان بالای قلب و افت فشار شده اند و به فاصله چند ساعت یکی یکی از دنیا رفته اند. خیلی غم انگیز است. پدر خانواده گفته که او هم از این کنسروها خورده بوده. همسرش بستری است. خبر فارس را اینجا بخوانید
.
*

"و اين كار براى خدا مشكل نيست"؛ ترجمه آیه بیستم سوره ابراهیم است (و ما ذلک علی الله بعزیز). استاد امیرخانی این آیه را خوشنویسی کرده. تصویر تابلو، بالای ستون سمت چپ وبلاگ می ماند، تا شاید چشم و دلی روشن شود به این بشارت، اگر که گذرش به کوی ما افتد
.
*
زیاد که می نویسم، نوشته های منتشر شده روی وبلاگ را هم، چند دقیقه بعدتر، پاک که می کنم، یعنی حالم خوش و خوب نیست لابد!
.
.
.