۱۳۸۹ اسفند ۱۱, چهارشنبه

چهار پاره – ویژه تولد میرحسین



میرحسین جان! امروز یازده اسفند 89؛ تو شصت و نه ساله شدی. تولدت مبارک شیرِ محصور
*

میرحسین جان! ما داریم تمرین می کنیم گرفتار کیش شخصیت نشویم و  مثلا روز تولدتان را برای خودمان مهم جلوه ندهیم! ... ولی نشد ... گرفتار کیش معرفتیم خب! 


به شوخی، حُسن ختام تحلیل های سیاسی جدّی، خیلی وقت ها می گویم همه این فتنه (!) وقتی شروع شد، که یک "تُرک" را دست کم گرفتند، یا حالا: یک "آذری" را؛ یعنی تو را. "اولوم وار، دونوم یوخ" گفتن ات یادمان نرفته؛ اینکه "مرگ هست و بازگشت نیست" ... این عکس بالایی را هم در زنجان خودمان از خودتان گرفته اند؛ وقتی شاخه زیتونی در دست داشتید
*

برای کادوی تولدت، "یادگار دوست" شهرام ناظری را در رویاهایم برایت می فرستم. می خواهم حس ات را تصور کنم وقتی می خواند از مولانا این دعای عجیب و سخت را که "ای دوست قبولم کن و جانم بستان / مستم کن  وز هر دو جهانم بستان * با هر چه دلم قرارگیرد بی تو / آتش به من اندر  زن و آنم بستان" ... دوست یارت باد عزیز