من از خانه تکانی یک شهر حرف می زنم از ریختن اضافه ی خودم به خیابان تظاهرت من از همین جا شروع شد از همین تخت با روکش نارنجی پر رنگ اش تو به خیابان ها فکر کن من به خونی که از لا گندها بیرون کشیده مش
نمیشه که مجوز بدن. اگه مجوز بدن باید تجمع پخش مستقیم بشه(خود ضرغامی گفت). اون وقت حساب کن تو تلویزیون جمهوری اسلامی اونجور!! شعارها پخش مستقیم بشه! میشه!؟نمیشه که!
من از خانه تکانی یک شهر حرف می زنم از ریختن اضافه ی خودم به خیابان تظاهرت من از همین جا شروع شد از همین تخت با روکش نارنجی پر رنگ اش تو به خیابان ها فکر کن
پاسخ دادنحذفمن به خونی که از لا گندها بیرون کشیده مش
اگر مجوزی در کار بود که جنبش جنبش نمی شد.
پاسخ دادنحذفمعاني مترادف:
پاسخ دادنحذفمجوز: چيزي كه گرفتني است نه دادني
ترس : آنچه به مدت يك سال خواب و خوراك را از بعضي ها سلب مي كند.
مجوز ترس : تجارب تاريخي
ما که میریم!
پاسخ دادنحذفنمیشه که مجوز بدن.
پاسخ دادنحذفاگه مجوز بدن باید تجمع پخش مستقیم بشه(خود ضرغامی گفت).
اون وقت حساب کن تو تلویزیون جمهوری اسلامی اونجور!! شعارها پخش مستقیم بشه!
میشه!؟نمیشه که!
با این تظاهرات پر سروصدایی که خودشان علیه خودشان راه انداخته اند نیاز چندانی به راهپیمایی سکوت نیست!
پاسخ دادنحذفاگه مجوز مي دادن بايد مي ترسيديم!
پاسخ دادنحذفشهرزاد
برای هومن:
پاسخ دادنحذفخوب گفتی.
لعن علی عدوک یا حسین
پاسخ دادنحذفمحمود و
اسفندیار و
غلامحسین!