۱۳۹۶ مرداد ۲۵, چهارشنبه

در دنیای «رسانه‌های هر روز بی‌مرزتر» اتفاق افتاده است!





جز «استیصال» و «قصد آزار»، چه اسم دیگری می‌شود روی «ممنوع‌المعامله» کردن کارکنان ایرانی بی.بی.سی گذاشت؟ خبر عجیب است: مقام‌های قضایی ایران دارایی‌هایی را کارکنان بی‌بی‌سی در ایران دارند، مسدود کرده‌اند! به‌راحتی می‌توان تصور کرد که اگر نظام کارآمد(!) فیلترینگ و پارازیت در عدم رجوع مردم به بی.بی.سی (یا هر رسانه نامطلوبی) موثر بود، این شیوه تحت فشار قرار دادن «یک رسانه» - با همه استیصالی که در آن موج می‌زند – پیش گرفته نمی‌شد!

بازی با حق مالکیت شهروندان، البته قدمتی بس طولانی، به خصوص در کشوری چون کشور ما، دارد. چند وقت پیش دکتر موسی غنی‌نژاد به ماهنامه تجارت‌فردا گفته بود: «در فرانسه در جریان انقلاب بزرگ سده هجدهم اعلامیه حقوق بشر تدوین می‌شود که در آن حق مالکیت به‌عنوان یک حق طبیعی و خدادادی تلقی شده و وظیفه دولت این است که از این حق خدادادی حمایت کند.» دکتر صادق زیباکلام هم در کتاب ارزشمند خود - «ما چگونه ما شدیم؟» - یکی از دلایل عدم توسعه پایدار ایران در طور اعصار را بازی سلاطین با حق مالکیت مردم دانسته و نوشته است: «فلسفه سیاسی که از دیرباز در ایران رایج شده بود و طبق آن، مُلک از آن حاکم و حکومت بود، با به قدرت رسیدن قبایل، قوام و اساس محکم‌تری هم نسبت به گذشته پیدا کرد. خواجه نظام‌الملک مغز متفکر و شکل‌دهنده‌ی نظام سیاسی سلجوقیان، به وضوح اعلام می‌دارد که ملک تعلق به سلطان دارد.» (ص 189). وابسته نگاه داشتن رعیت به دولت با فقدان ضمانت‌های حقوقی در حق مالکیت را نیز دکتر همایون کاتوزیان در توضیح آرای خود در خصوص جامعه کوتاه‌مدت و استبدادزده مورد توجه قرار داده است.

اضافه بر بازی با حق مالکیت شهروندان، آنچه بسیار ناامیدکننده می‌نماید این است که مخالفان اقبال به رسانه‌های خارج از کنترل نظام، خواسته و ناخواسته همه همت خود را صرف پاک کردن صورت مسئله کرده‌اند؛ گاهی با فیلترینگ و یورش به پشت‌بام‌ها برای جمع‌آوری دیش‌ها، سپس با پارازیت، آنگاه با متهم کردن کارکنان رسانه‌ها به اتهامات متنوع و احتمالا جذاب(!) یا فشار علیه بستگان و حالا با ممنوع‌المعامله کردن کارکنان یک رسانه. همه این‌ها اما آیا در دنیای «رسانه‌های هر روز بی‌مرزتر»، یک خودفریبی غم‌انگیز بیشتر نیست؟ کاش همه پول و فسفرهایی که صرف یافتن چنین راهکارهایی می‌شود، صرف بالابردن سرمایه‌ اجتماعی سازمان معظم رسانه‌ای و تبلیغاتی «مطلوب» خودشان می‌شد؛ از صدا و سیما و روزنامه‌هایشان گرفته تا منابر و مجامع بصیرت‌زای‌شان.