۱۳۹۰ اسفند ۷, یکشنبه

پس از باران

 دیشب آسمان بندر پر ِ ابر شد، بعد باران بارید: زیاد. من امّا فرسوده و خسته بودم و خواب زده؛ و از باران شبانگاهی چیزی نفهمیدم؛ یک افسوس دیگر یعنی! صبح همه جا خیس بود و هنوز بوی باران، این برکت مکرر، فضا را پر کرده بود ... نشد از باران عکس بگیرم. این عکس ها هم مال بعد ِ باران دیشب است: یک دلخوشی! ... و خوش به حال گل ها و درخت ها
...