۱۳۹۰ بهمن ۱۹, چهارشنبه

چهارپاره – 59


(1)
هر سامان نوآفریده (ی ِ سیاسی)، مانند یک پادشاهی، به دشمن بیشتر نیاز دارد تا به دوست. در ستیز با دشمنان است که او خود را ضروری می یابد؛ در ستیز با دشمنان است که او ضروری می شود
.
(2)
دلت می خواهد خود را ده برابر و صد برابر کنی؟ به دنبال ِ پیروانی؟ ... پس به دنبال صفرها بگرد
.
(3)
آدمی را ارزش های ِ دروغین و کلام های پوچ هولناک ترین هیولاست! سرنوشت ِ شوم دیری در آن می خُسبد و منتظر می ماند اما سرانجام بر می خیزد و آنانی را که بر پُشت اش کلبه ساخته اند از خواب می پراندو می دَرَد و می بلعد
.
(4)
تیغ گشادن در برابر هر چیز ِ خُرد، خِردمندی ِ خارپُشتان است
.
.
پ.ن: همگی از نیچه،  از «غروب بت ها»، و از «چنین گفت زرتشت»
.
.