۱۳۹۰ آذر ۱۸, جمعه

دمکراسی در جوار ابوالهول


اسلامگرایان مصری در نخستین انتخابات پارلمانی بعد از سقوط حسنی مبارک، پیروزی گسترده ای به دست آورده اند. اخوان المسلمین صدرنشین شده و بعد از آن کاندیداهای یک حزب سلفی نزدیک به وهابیون به نام حزب نور بیشترین آرا را به دست آورده اند. مجلسی که نمایندگان برگزیده این انتخابات آن را تشکیل خواهند داد، قانون اساسی جدیدی برای مصر رقم خواهد زد و از این رو، نتیجه این انتخابات با وسواس بیشتری مورد توجه قرار گرفته. هر چند به دلیل مشی افراطی حزب نور، برخی احتمال ائتلاف اخوان المسلمین و نور را کم ارزبابی کرده اند، ولی ناکامی احزاب لیبرال و سکولار، برخی ناظران و طرفداران دمکراسی را نسبت به آینده سیاسی این کشور مهم عربی – اسلامی نگران کرده است؛ اما احتمالا برای نگرانی قدری زود است!
.
کارل پوپر توصیف گره گشایی از دمکراسی دارد. به اعتقاد وی  دمکراسی  ترتیبات نهادی است که نظارت عامه بر حکمرانان و برکنار ساختن ایشان را امکان پذیر کند و به مردم تحت حکومت اجازه دهد بدون خشونت گری و حتی بر خلاف خواست فرمانروایان به اصلاحاتی که می خواهند دست یابند. وی بر آن است که تجربه تاریخی نشان داده فرمانروایان ایده آل و خوب دست نیافتنی هستند، به همین جهت طرح ریزی نهادهایی کمال اهمیت دارد که مانع آن شوند که فرمانروایان بد، آسیب فراوان برسانند. کارل ریموند پوپر در تشریح و تفهیم نظریه دموکراسی خود، حکومت را بر دو نوع تقسیم می کند: حکومت هایی که جابجایی قدرت درآنها بدون خشونت و خونریزی صورت می گیرد، و حکومت هایی که این امکان در آنها وجود ندارد. او می گوید: "من ترجیع می دهم حکومتی را که بتوان بدون به کار بردن شدت، مثل انقلابات، تغییر داد، "دمکراسی" بنامم و دیگری را " استبدادی"؛ ولی چنان که گفتم ، این نزاع در خصوص الفاظ نیست بلکه تمایز مهمی میان دو گونه نهاد است".  پوپر تصریح دارد که نام شکل حکومت اهمیت ندارد. بلکه تعویض حکومت ها و یا جابجایی در آنها حائز اهمیت است. مکانیزم ها و نهادهای متعددی برای این کار وجود دارد؛ به اعتقاد وی، بهترین نهاد صندوق رأی (انتخابات) است(+).
.
چنانچه این توصیف مبنا قرار داده شود، اگر قانون اساسی جدید مصر، راه را بر رأی آزاد مردم به بهانه ها و اسم های مختلف، نبندد و یا مفسران آتی آن، به فراخور برتری سیاسی، نتوانند پرهیز از برگزاری انتخابات آزاد را توجیه کنند، آن چه از اخوان المسلیمن و نور گرفته تا احزاب لیبرال و سکولار، برای حضور و تداوم حضور در قدرت سیاسی به آن نیازمند خواهند بود، صرفا نشان دادن کارآمدی در اداره امور کشور است که مردم در دوره های معیّن و محدود، با برگزاری انتخاباتی آزاد، مجال رد یا تایید، و یا به معنای اصلی، حکم اخراج از گردونه مدیریت کشور یا ورود به آن را صادر خواهند کرد.
.
*
نمونه تاریخی: آدلف هيتلر محصول دموكراسي بود. او در انتخابات آزاد و با رأي اكثريت به قدرت رسيده بود. در آلمانِ پس از جنگ جهاني اول و در دوران زمام داري مارشال فن هيندنبورگ، حزب كوچك ناسيونال سوسياليست كارگري آلمان به رهبري آدولف هيتلر به بزرگ ترين حزب سياسي آلمان تبديل شد و با پيروزي اين حزب در انتخابات ملي 1932، هيندنبورگ در ژانويه سال 1933 هيتلر را به مقام صدر اعظمي آلمان برگزيد. تا اين مرحله، دموكراسي اكثريتي حاكم است، اما يك سال بعد، و در پي مرگ هيندنبورگ در ماه اوت سال 1934، هيتلرِ برآمده از مزاياي دموكراسي، كمر همت به ذبح دموكراسي بست و مقام رياست جمهوري و صدراعظمي را با هم ادغام كرد و تحت عنوان فوهرر، يا "پيشوا"، فرمانرواي بلامنازع آلمان شد و حتي ساختار دموكراتيك را بر هم زد(+).
.
.
.
.