این کاریکاتور، کاریکاتور عجیبی است؛ لغت دیگری به جای"عجیب" پیدا نمی کنم در حالی که مطمئنم نمی توانم منظورم را دقیق منتقل کنم ... در برخی آزمایشگاه های پزشکی شاید شما هم دیده باشید بچه هایی را که به هر دلیل رشد کامل نداشته و از دنیا رفته اند، چنین توی شیشه نگهداری می کنند (و من نمی دانم چرا). حالا کاریکاتوریست در خیال خود بر خیال یکی از این آدمیزادها راه برده و نقش پدر و مادر را در آن دیده...سوژه کاریکاتور باید ثمره اندیشه ای باشد که "انسان" را به صرف انسان بودنش، پاس می دارد و او را لایق دوست داشتن، و لایق مالک "خیال" بودن، می داند.
*
کاریکاتور: بهرام عظیمی
متاثر کننده بود...
پاسخ دادنحذفFASSANEH! می دانی چرا؟ چون آن کودک هیچ گاه به آرزویش، به واقعیت خیالش، نمی رسد و جالب این که اصلا او نمی تواند خیال داشته باشد؛ مُرده ... یعنی واقعا نمی تواند خیال داشته باشد؟! ... کاریکاتور عجیبی است
پاسخ دادنحذفسرنوشت محتوم همه ی آدمها جز این نیست و نخواهد بود....
پاسخ دادنحذفنیمه تمامی که گم شده است از ازل
و ناتمامی که هرگز تمام نخواهد شد تا ابد.
شاید تنها "عجیب" بهترین تعبیر باشد برای این رویا.
سلام به نظر من برعلیه سقط جنینه.
پاسخ دادنحذفاحساس نمیکنید این جنین درحال نواختن هم هست،
پاسخ دادنحذفشاید ترانه ای برای خانواده ای که میتوانست عضو ان باشد.
می تونه باشه ... فرقی نمی کنه در: اینکه مُرده ... در این که کاریکاتور خیال او را خوانده ... در این که انسان بوده؛ یا شاید قرار بود باشد
پاسخ دادنحذفمارال ... رد انگشت طرح پدر و مادری را نشان می دهد که دست کودکی را گرفته اند با این تعبیر شما هم نقض کردنی که نیست هیچ؛ زیباتر هم هست
پاسخ دادنحذفچه تلخ
پاسخ دادنحذف