۱۳۹۰ تیر ۱۰, جمعه

همیشه منتظر خبری خوش ...

گاه در بستر خویش، پهلو به پهلوی گریه که می غلتم،
با من از رفتن، از احتمال
از نیامدن، از او، از ستاره و سوسو سخن می گویی.
.
شانه به شانه من
با من از دقیقه زادن، از هوا، از هوش،
از هی بخند ِ هفت سالگی سخن می گویی.
.
خدایا چقدر مهربانی کنار دستمان پَرپَر می زد و
آینه نبود تا تبسم خویش را تماشا کنیم.
.
.
سید علی صالحی
.
.
.