۱۳۸۷ اردیبهشت ۴, چهارشنبه

شباهت های احمدی نژاد و سید ضیالدین طباطبایی


با افزایش فشار به دولت احمدی نژاد از جانب جبهه اصولگرایان، که اصطکاک فزاینده بین حامیان احمدی نژاد و حامیان محسن رضایی، اظهارات بی سابقه و حیرت آفرین وزیر معزول اقتصاد دولت علیه حلقه یاران معتمد رییس جمهور، تنش بی سابقه در روابط احمدی نژاد و حداد عادل، عدم بهبود روابط احمدی نژاد و قالیباف و جدی شدن تعارض بین رییس دولت و رییس بانک مرکزی موید آن است، به نظر می رسد حتی نمایش های تبلیغاتی از نوع سخنرانی رییس جمهوری در قم نیز روند سقوط دولت را نه تنها کُند نکرده، بلکه به آن سرعت داده است. از این رو اگر این روند پرشتاب همچنان تداوم یابد و رهبری نیز به صراحت به حمایت از احمدی نژاد نپردازد، رسیدن "طبیعی" احمدی نژاد به خط پایان دوره چهارساله ریاست جمهوری چیزی شبیه معجزه خواهد بود. تلقی تصادفی بودن روند رو به تزاید این جریانات "ضداحمدی نژادی" بسیار دشوار است و به نظر می رسد اوضاع وخیم اقتصادی و سیاسی کشور، همه مقدمات را برای قربانی کردن "دولتِ فراری از تدبیر و خو گرفته به هیجانِ احمدی نژاد" برای حفظ اعتبار "جمهوری اسلامی" مهیا کرده است.
اینک چنین به نظر می رسد نقشی که برای سید ضیاالدین طباطبایی برای عبور از قاجاریه و ورود به دوره پهلوی در نظر گرفته شده بود، به احمدی نژاد برای عبور از دوران حضور جریان اصلاح طلبی در راس قوا و ورود به دوران یک دست سازی مطلق حاکمیت سپرده شده.به این ترتیب جریان احمدی نژادی تبدیل به یک جریان گذرا می شود که حامیان دیروز دست به کار کنار زدن آن می شوند و همزمان جریان مقابل، یعنی اصلاح طلبان، تبدیل به ویروس های ضعیفی می شوند تا سِرُم دمکراسی تولید شود و در مواقع ضروری برای جلوگیری از تورم اجتماعی تنِ جامعه و چهره آرایی بین المللی، مورد استفاده قرار گیرد.
سید ضیا نیز در صدارت اساس را بر نمایش و بر دین فروشی و ایجاد رعب در مردم و مخالفان خود گذاشت.از اولین اعمالش این بود که تظاهر به دیانت و به خصوص مذهب شیعه را راس امور دولت گذاشت. نظامیان را حاکم کرد. به تندی باورنکردنی شروع به کار کرد، همه بزرگان و سرمایه داران کشور را به بهانه مبارزه با مفاسد اقتصادی به زندان انداخت. برای پیشبرد کاری که به عهده گرفته بود، زنان خیابانی را جمع کرد، مشروب را از کافه ها و هتل ها ممنوع کرد، در میهمانی های رسمی دوغ گذاشت و گذاشت که خبرش همه شهر را پر کند. خیابان های تهران را متظاهرانه پاکسازی و رنگ کرد و شعارهای مردم فریب داد. او برای پیشبرد چنین مجموعه ای، نظامیان را قدرتی چنان بخشید که صد روز بعد خودش را در درشکه ای نشاندند و به تبعید فرستادند.

۱ نظر: