۱۳۹۷ اردیبهشت ۸, شنبه

📒 لغت‌نامه - 3



مجلس: محل نشستن. با حضور نمایندگان مردم محلی است برای تصمیم‌گیری و قانونگذاری. قرار بود در راس امور باشد. یک‌جایی از امور.
قوه قضاییه: یکی از سه قوه کشور. تمامی افعالش حکمت دارد. جیز (JEEZ).
وابسته: متضاد «واباز»، نوعی حاتمی‌کیا، ابراهیم سینمای ایران، بعد از گرفتن سیمرغ به آن اقرار می‌شود.
دکور: نما، ظاهر، تغییر آن از محل جیب مردم از اولین نشانه‌های مدیریت کارآمد است.
اختلاس: ربودن. مخالسه. زود ربودن. خلاصه کردن حساب‌وکتاب‌ها. نشانه اعتماد به نفس. انجام آن باعث تغییر محل اعمال مدیریت  می‌شود و در صورت غیرخودی بودن، منجر به دراز کردن.
دروغ: گفتاری که حقیقت نداشته باشد؛ سخن ناراست. «دروغگو» دشمن خدا بود. از ارکان مدیریت کارآمد. با آن شیره می‌مالند.