۱۳۹۶ خرداد ۲۹, دوشنبه

موشکی که رفت، برآوردی که شده





مسعود بهنود در واکنش به حمله موشکی ایران به مواضع داعش در سوریه توییت کرده که «از دید من، خطاست مماشات و هر نوع نمایش ضعفی در برابر ترامپ در این وضعیت. مماشات پای میز مذاکره‌ست. در این مرحله دنیا زبان غرور را بهتر می‌فهمد.»

با جناب بهنود کاملا موافقم تنها به یک شرط؛ این‌که اروپا و چین و روسیه از این اقدام چه برداشتی بکنند!

ما بعد از انقلاب، دو واقعیت مهم را در تاریخ خود به ثبت رسانده‌ایم؛ این‌که در جنگ با عراق و فعالیت‌های‌ هسته‌ای به‌واسطه برآوردهای نادرست ِ منتج به رفتار نادرست، متوجه نشدیم یا اهمیت ندادیم که بسیاری را علیه خود متحد می‌کنیم؛ نتیجه، عدول از شعارهای اولیه بود به خاطر تجمع فشارها؛ اولی منجر به جام زهر شد و دومی نرمش قهرمانانه و شانه خالی کردن از بار تحریم‌های طاقت‌سوز به رغم استقبال اولیه از نعمت تحریم‌ها.
این به آن معنا نیست که در هر دو عدول، باختیم؛ از قضا مثل بسیاری معتقدم آن عدول‌ها در میان‌مدت و طولانی‌مدت به نفع کشور تمام شد و خواهد شد اما مسئله مهم دیگری هم در این میانه بود؛ بسیاری از منابع انسانی و مادی که شاید می‌شد تلف نشوند و از دست‌شان ندهیم، از دست رفتند و گاهی برای همیشه.

حالا هم اگر اروپا و چین و روسیه، حمله موشکی ایران به مواضع داعش را در کشوری دیگر تقبیح و محکوم نکنند و از همین منظر، راه قرابت و اتحاد با ترامپ ِ دیوانه علیه ایران و برجام را بر خود هموار نبینند، آن زبانِ غروری که مسعود بهنود از آن گفته، فهمیده شده و گرنه باید به طور جدی نگران نزدیک شدن مواضع ضدجمهوری‌اسلامی در عرصه بین‌الملل به خاطر این موشک‌پراکنی بود و این در حالی‌ست که حال کنسرسیوم ضدایرانی اعراب علیه ایران به رهبری سعودی‌ها، ناگفته پیداست.