ه‍.ش. ۱۳۹۴ بهمن ۱۳, سه‌شنبه

212

دل‌آرام، دل‌آرام، دل‌آرام ...
.
چقدر نامه‌های تو حال مرا خوب می‌کند، مجمع برکت است، معبر آرامش، کوچه‌های بین سطرهایش همه "پُرِ موسیقی باد". رد دست‌هایت را در حجم روی کاغذ، می‌بویم و می‌بوسم، نفس‌هایم با رایحه جوهرِ آرام گرفته روی سطرها تازه می‌شود و چشم‌هایم برق می‌زند با تعقیب انحنای حروف؛ عین، شین، قاف، میم. حتی وقتی لای کاغذ نامه، گلبرگ‌های تازه‌ترین غنچه گل گلدان پشت پنجره اتاق‌ات نیست، من صدای بال فرشتگان را می‌شنوم چه رسد به این‌که، عین این نامه‌ی امروز، دو قطره از عطری را که دوست داری و پیراهن‌ات همیشه بوی آن را هدیه به هوای نفسم داده، چکانده باشی روی کاغذ؛ درست بعد از امضا؛ «دل‌آرام ِ تو»
.
می‌روم بالا تا اوج، من پر از بال و پرم
راه می‌بینم در ظلمت، من پر از فانوسم.