۱۳۹۴ دی ۶, یکشنبه

208


خیالِ همه نسیم شدن و چرخیدن و لغزیدن و جاری شدن در پیچش موهای تو، درست همان‌جا که بر سرزمین شانه‌هایت نازل می‌شوند ... خدای من؛ چه خیال پرشکوهی است، چه معجزه‌ی ایمان‌‌آفرینی است. شانه‌های تو، راه رهایی بود، من از این راز، خبر گرفته بودم. من از ایمان، معجزه می‌خواهم.