ه‍.ش. ۱۳۹۴ شهریور ۲۴, سه‌شنبه

194



خوبیِ دار دنیا! دل وقتی که تنگ است، یعنی که «هست»، یعنی که توان جنبیدن دارد، زنده است، مردار نشده؛ گیریم بغض گلو و گرم و خیس شدن گاه و بیگاه چشم‌ها، سهمِ صاحبِ دل باشد. این وسط همه دلخوشی اما این است که آن که دل را «بُرده»، حالش خوش و خوب باشد؛ خوب و خوش کننده حال، در  کار او باشد. حال او که خوب و خوش باشد، گو نه دل، که همه دنیا تنگ شود با همه بزرگی‌اش ...
تو خوبی؟ تو خوشی؟ بیارزد این تنگی روزگار بر من؟
.
.